تازه‌های فناوری و کامپیوتر

بمب 10 گیگاتنی که قرار بود منفجر شود

با از طبقه بندی خارج شدن اسناد، مشخص شد که ایالات متحده مراکز پرجمعیتی را با بمب های هیدروژنی با شدت انفجار بالا هدف گرفته بود که به علاوه تشدید کردن جنگ سرد، روسیه را به آغاز جنگ هسته ای سوق می داد.

یک لیست مفصل از اهداف هسته ای و سیستم های مورد هدف در دسامبر 2015 نشان از جزییات طرح جنگ ایالات متحده داشت؛ از جمله نابودی سیستماتیک مراکز پرجمعیت در اتحاد جماهیر شوروی، چین و اروپای شرقی.

شهرهای بزرگی همچون مسکو، لنینگراد، بیجینگ، برلین شرقی و کراسکو (در لهستان) از اولویت بالایی برای هدف قرار گرفتن با بمب اتم داشتند.

نگران کننده ترین بخش این گزارش بخشی است که توسط Edward Teller پیشنهاد شده، مخترع بمب هیدروژنی، که کلاهک جنگی 10 گیگاتنی (10000 مگاتن) را تولید کرده بود که قدرت انفجار 166666 مرتبه قوی تر از بمبی داشت که در هیروشیما در اواخر جنگ جهانی دوم فرود آمد.

Teller درباره قدرت اسلحه آخرالزمانی خود می گوید: «یک اسلحه 10000 مگاتنی که با تخمین من به اندازه ای قدرتمند خواهد بود که تمام انگلستان جدید را به آتش بکشد، یا تمام کالیفرنیا. یا تمام بریتانیا و ایرلند را. یا تمام فرانسه. یا تمام آلمان. یا هر دوی کره شمالی و جنوبی را. و …» اما او فقط درباره یک بمب صحبت می کرد.

وقتیکه Rabi، از اعضای کمیته مشورتی کمیسیون انرژی اتمی ایالات متحده درباره پیشنهاد 10 گیگاتنی او شنید، گفت که دنیا بدون Teller جای بهتری خواهد بود.

در 30 اکتبر 1949، Rabi و Enrico Fermi، یک ضمیمه برای گزارش کمیته درباره ساخت بمب هیدروژنی نوشتند که در آن پیشنهادی در مقابل ساخت بمب هیدروژنی دادند. «تصمیم برای پیشنهاد یک ابر بمب نمی تواند از نگرانی سیاست ملی جدا باشد. اسلحه ای مانند این تنها مزیتش در آزاد کردن انرژی است که 100 تا 1000 برابر بیشتر از بمب های اتمی عادی است. منطقه خرابی توسط این بمب از این رو از 240 کیلومتر تا 1600 کیلومتر یا بیشتر متغیر خواهد بود.»

«لزوما چنین اسلحه ای فراتر از هر هدف نظامی خواهد بود و وارد گستره ای از فجایع طبیعی گسترده خواهد شد. این کار تنها محدود به اهداف نظامی نخواهد بود و اسلحه ای خواهد شد که اثرات عملی در حد یک کشتار دسته جمعی دارد»

جولیوس اوپن هایمر، پدر بمب اتمی، با Rabi و Fermi موافق بود.

SAC از حامیان جدید و جدی Teller اما در اینباره کاملا جدی بودند. آنها دو لیست هدف ساختند. بخش اول شامل تعریف 3400 نقطه هدف (DGZ) بود. این نقاط هدف در شوروی، چین و بلوک شرق جای داشتند.

بخش دوم شامل 1209 نقطه هدف بود که توسط تعداد بزرگتری از اسحله های اتمی – طبقه بندی شده – مورد هدف قرار می گرفتند. در حدود 76000 کیلوگرم اورانیوم و پلیوتنیوم به شدت غنی شده برای سوخت بمب های اتمی و بمب های هیدروژنی برای سطح نابودی بالاتر در نظر گرفته شدند. که این نوع و تعداد بمب اتمی و هیدروژنی برای شهروندان عادی در نوع خودش شگفت آور محسوب می شود.

بایگانی امنیت ملی ایالات متحده در این باره می گوید: «چیزی که در تحقیقات SAC خیلی قابل توجه است، نقش هدفگیری جمعیت است؛ مسکو و حومه اش، مانند حومه لنینگراد، از جمله اهداف مردمی…»

«مطالعات SAC شامل توضیحاتی در این باره نیست که چرا شهروندان عادی بایستی مورد هدف قرار بگیرند ولی نشان دهنده اوج بی توجهی ذهنیت ارتش ایالات متحده و رهبری سیاسی اش است.»

برای مثال، در یک سخنرانی در مدرسه نیروی هوایی آمریکا در سال 1940 (در جنگ جهانی دوم)، افسر نظامی Muir Fairchild اینطور استدلال کرد که حمله به ساختار اقتصادی یک کشور «بایستی به گونه ای باشد که باعث کاهش روحیه مردم عادی دشمن از طریق ترس از مرگ یا زخمی کردن خودشان یا آنهایی که دوستشان دارند شود. آنگاه آنها شرایط صلح ما را ترجیح می دهند تا اینکه کشمکش را ادامه دهند و اینکار آنها را مجبور خواهد کرد تا دولتشان را سرزنش کنند»

روس ها هم منتظر نمانده بودند. آزمایش بمب هیدروژنی آمریکا در 31 اکتبر سال 1952، نه تنها جنگ سرد را تشدید کرد بلکه برنامه اتمی روسیه را سرعت بخشید. روسیه هم اولین آزمایش خود را در 12 اوت سال بعد انجام داد. این بمب 400 کیلوتن وزن داشت. اگرچه که به قدرتمندی بمب های آمریکا نبود اما اسلحه ای عملی محسوب می شد چرا که به اندازه کافی کوچک بود که توسط یک هواپیما حمل شده و پرتاب شود.

سپس روسیه بزرگترین آزمایش هسته ای تاریخ را با بمب تزار 50 مگاتنی در شمالی ترین نقطه روسیه در جزیره نوایا زملیا در 23 اکتبر 1961 آزمایش کرد. به دلایل عملی، این بمب با نیمی از قدرت واقعی خود منفجر شد که 3000 بار قوی تر از بمب اتمی هیروشیما محسوب می شد. رهبر شوروی نیکیتای خروشچف در آن زمان گفت: «این بمب می توانست بزرگتر باشد ولی خب ممکن بود تمام پنجره های مسکو را در 6400 کیلومتری اش خرد کند»

عکاس روسی که بر هواپیمای ناظر بر این بمب سوار بود بعدا می نویسد که توپ بزرگ ناشی از این انفجار 67 کیلومتر به داخل آسمان صعود کرد.

اما قصه ترسناک جنگ سرد این بود که در حالیکه قدرت های نظامی بر کاهش تعداد اسلحه ها و کلاهک های جنگی به توافق می رسیدند اما در واقع اندازه بمب ها هیچوقت محدود نشد.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *